|
به گزارش آقای حسین حجتی شهرستاین، آقای سخی داد سعادت از منطقه نوه گاوشاخ چهاراستبان صدخانه شهرستان، ولایت دایکندی افغانستان، موفق شد 20 فرمول شیمی (کمیا) را ساده سازی و برخی را کشف نماید. فرمولهای مذکور به کشور فرانسه فرستاده شده و مورد تأیید واقع شدند. آقای سعادت در حالی این فرمولها را ساده و کشف کرده است که در صنف (کلاس) 12 مشغول به تحصیل است. آقای سعادت که بیش از 18 بهار از عمرش نمی گذرد، بارها از سوی مقامات محلی و نیز رئیس جمهور کرزی بعنوان یک دانش آموز نابغه، مورد تشویق قرار گرفته است. آقای رئیس جمهور کرزی پیشنهاد کرده است که به مدت 20 سال آقای سعادت به کشور آمریکا بورسیه شود؛ ولی کسانی مانند آقای محمد محقق شمال مایلند این دانش آموز در کشور مانند ایران یا هند با مدت زمان کمتر بورسیه شود تا برگشتش به کشور میسیر باشد و در یک کشور خارجی ماندگار نشود
+ نوشته شده در شنبه دهم مهر 1389ساعت 10:14  توسط سید ابراهیم مصباح
|
دلم از بهر نان چون تَصرَه[1] میکرد ز پـی دوغـی هـــوای بصره میکرد هــــر آنـدم چـای آمـد در اتـاقــم شکم در حیرت و قلب است پر از غم چو چشمم دید سُرسُک[2] در تنوری که در شأنـم بـشـد شـیـشـه بلوری لـبـم خـنـدیـد، بگـفـتا وا عجب شد دیـگــر شـایـد نـبـیـنـم روی خواری شــــدم خـم تا بـگـیـرم لقمهای را بــدیــدم گــشـتـه بـالا چـوبـهای را مچم گردید هدف با چوب، محـکـم صــدایـم خـاموش و یا گشت زیربم دلـم لــرزیـد و پـایـم رفـت از کار بـغــلـتـیـدم روی خـاکـا مــنــی زار بـمـانـدم لحظهای حالم پـریـشـان بـجـسـتـم خـود نـدیدم نزد خویشان بخود گفتم که سُرسُکها کجا رفــت مـــرا تــنـها گـذاشـته با کی ها رفت چـو معـده، رودهام انـدر دهن کرد مــرا لـــرزانـد، از جـایـم بـلـنـد کرد به دل گفتم بـیـا یـک چـاره سـازم کـه سـاز بـیهــوشـی انــدر نـوازم روان گــشـتـم بـرفـتـم نـزد یاران بـغـلـتـانـدم خـودم را مثل بـیجـان تـجـمـع کــرد دیـدنـد رنـگم پریده دیـدم چـنـدیـن نـفــر از مـن رمـیـده یکی گـفـتـا چرا حال تو چون است مـگـر طـالع و بـختت سـرنگون است به زیـر لـب بـگفـتـم ای مســلمان شـنـاسـی گــر خـدا ده لقمـهای نان صدایش گشت، خیـره لب بخشکید بـه تـکــرار گـفت: نان، دستش ببلعید دلم پـر گـشـت، از غـم، بار دیـگـر که او را کـرده بـود جـوعش مسخـر بهسـر فکـرم رسـیـد کمک رسانـم ولـی خــود دیــدم، حـالـش نـــدارم اگـر حالـی شـود پـیـدا نـــدانـــم کـجـا از کـی روم نـانـش رسـانـــم مـصـیـبـت از مصیبات شد، تحریر هـمـه را بـشـمـری گــر میکند پـیـر از این مجـمـل، مفصل خوان، برادر بـه یـادش بـاش، تـو غـمـهای دیـگـر
+ نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 0:39  توسط سید ابراهیم مصباح
|
دوشنبه 23/1/1389 = 12/4/2010 اداره توسعه سازمان ملل متحد «یو ان پی تی»، در گزارش سالانه خود میزان پیشرفت زنان و مردان را در کشورهای آسیا به بررسی گرفته است. این سازمان در گزارش سالانه خود، کشورهای جنوب آسیا و از جمله افغانستان را از جمله کشورهای خوانده است که فرصت بعد از جنگ استفاده کرده و زمینه هایی را برای حضور زنان در پارلمان فراهم کرده است. اما حضور زنان را در عرضه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی قناعت بخش ندانسته است. مسئولان سازمان ملل متحد در افغانستان می گویند: عنعنات نادرست محلی، عدم دسترسی به خدمات صحی، تعلیم و تربیت و عدم مسئولیت قانونی، سهم گیری زنان را در صحنه های سیاسی و اجتماعی کم رنگ ساخته است. رابرت واترز معاون نماینده سرمنشی سازمان ملل متحد در افغانستان می گوید: برای زنان افغان حق داده شود که در صحنه مختلفی سیاسی و اجتماعی نظر بدهند و در انتخابات سالانه شرکت کنند. همانگونه در این گزارش ذکر شده است حضور زنان افغانستان در صحنه های سیاسی و اجتماعی کمرنگ به نظر می رسد؛ اما باید توجه داشت که درست عدم حضور زنان در صحنه های اجتماعی باید تأمین شود؛ ولی اولا: این کار به فراهم شدن مقدمات درست و ایجاد فرهنگ مناسب نیاز دارد؛ بدون فراهم شدن زمینه های درست فرهنگی نمی توان حضور زنان را مانند کشورهای اروپایی یا آمریکایی در جامعه افغانستان افزایش؛ زیرا این کار تبعات بسیار خطرناکی دارد که از پاشیدگی کانون گرم خانواده و آبروبریهای فراوان در میان جامعه از جمله آن است. ثانیا: حضور زن افغان در عرصه های اجتماعی باید بر اساس قوانین اسلام صورت بگیرد نه قوانین و فرهنگ بیگانگان از جمله غربیها؛ چون قوانین غربیها با فرهنگ افغانستانیها سازگاری نداشته و موجب تناقض و سردرگمی می شود و بعلاوه مردم افغانستان مسلمان است و آدم مسلمان نمی تواند قوانین اسلام خود را رها کرده و قوانین دیگران را که به آن اعتقاد ندارد؛ بلکه به انحراف و نقص آن معتقد عمل کند. تفاوت فرهنگ و دیدگان غربی و اسلامی نسبت به زن این است که غربیها زن را مانند یک جانداری فرض می کند که دارای حقوق زیست می باشد و باید آن حقوق تأمین شود و از جمله آن حقوق این است که بتواند به هر شکلی بخواهد در جامعه حاضر شود و به فعالیت بپردازد؛ اما اسلام زن را مانند مرد خلیفه خدا در زمین می دارد و برای او کرامت قائل است و می خواهد کرامت او چه در میان منزل و چه در اجتماع حفظ شود و یکی از نشانه های حفظ کرامت زن حجاب زن است. البته باید توجه داشت که رفتار مسلمان را در تمامی عرصه های زندگی و از جمله در برخورد با زنان، نمی توان صددرصد منطبق با قوانین اسلام دانست؛ بلکه مطابقت عمل مسلمانان با قوانین اسلام خیلی کم است؛ بنابراین رفتار مردان با زنان در کل دنیا و از جمله افغانستان نیاز به اصلاح دارد منتهی بر پایه قوانین اسلامی. در جوامع غربی نیز باید نگاه جدید به حقوق زنان انداخت؛ زنان آن مناطق بدبخت ترند نسبت به زنان شرقی؛ زیرا از آنها بعنوان عروسک و مرکز خاموش کردن شهوت مردان استفاده می شود.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 23:38  توسط سید ابراهیم مصباح
|
دوشنبه 23/1/1389 = 12/4/2010 این نخستین باری نیست که زندانیان از بدی وضعیت زندانها در افغانستان شکایت دارند، در گذشته بارها شکایت خودشان اعلام کردند اما این بار زندانیان پل چرخی توانسته اند صدای خود را کمی آن طرفتر از دیوارهای زندان رسانده و مسئولان را مجبور به پاسخ کرده اند: به گزارش بی بی سی، برخی از زندانیان پل چرخی که نخواستند نامشان فاش شود گفته اند هنوز غذای درست به آنان داده نمی شود و به خدمات صحی دسترسی ندارند و بر خلاف قانون در کوته قفلی (اتاقهایی با درهای قفل زده) به سر می برند. وزارت عدلیه افغانستان ادعای این زندانیان را بی اساس می خواند. امیر محمد جمشید، رئیس قانونی زندانهای افغانستان می گوید هیچیک از زندانیها به کوته قفلی انداخته نشده است. در حال حاضر بیش از 16 هزار زندانی در زندانهای افغانستان به سر می برند که بیش از 5 هزار نفر آن در زندان پل چرخی می باشند. باید توجه داشت که متأسفانه از وضعیت زندانیهای در بند خارجیها و اشغالگران از جمله آمریکا، رسانه ها و مخصوصا رسانه های غربی سخنی در میان نمی آورند که آنان گرفتار چه مصیبتهایی هستند و صدایشان به گوش هیچ کسی رسانده نمی شود.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 23:35  توسط سید ابراهیم مصباح
|
حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان در گفت و گو با نشریه اشپگل در حاشیه همایش لندن برای افغانستان در باره احتمال تفاهم با طالبان می گوید: ملاعمر قبل از هر چیز یک افغان است و ما مایلیم همه افغانها به وطن باز گردد و اکنون افغانستان کشوری دموکراتیک و نیز اسلامی است و طالبان آن را می فهمند و اگر طالبان قانون اساسی ما را بپذیرند این قانون شامل حال آنها خواهد شد ما از بازگشت همه افغانها به میهن استقبال می کنیم بشرط اینکه عضو القاعده و هر شبکه تروریستی دیگری نباشد. خبرنگار اشپگل: یعنی نفی همکاری با القاعده لازمه همبستگی مجدد است یا اینکه در این باره می توان به گفت و گو نشست؟ کرزی: نفی همکاری با القاعده و هر شکبه ترورستی دیگر هیچ قید و شرطی را بر نمی دارد. خبرنگار اشپگل: شما پیشنهاد کرده اید رهبران طالبان بمنظور گفت و گو با شما باید نخست از فهرست تروریسم سازمان خود را ملل خارج کنند، اما چرا جامعه جهانی اجازه دهند باید کسانی به میهن باز گرند که برای نابود کردن شان سرباز به افغانستان اعزام می کنند؟ کرزی: به این سبب که آنان سلاح را به زمین می گذارند و به گزینه صلح تن می دهند. در این فرایند سازمان ملل متحد باید نظارت کند و ما برای تحقق این نظارت باید راهکاری بیندیشیم. ما پیشنهاد می کنیم که نام چه کسانی را از فهرست تروریسم خارج کند، ما پیشنهاد می کنیم نام عده ای را از فهرست مذکور خارج کند؛ چون این امر به سود روند صلح خواهد بود. خبرنگار اشپگل: ملزومات موفقیت این فرایند چیست؟ کرزی: این فرایند باید دو چیز را بطور همزمان در بر بگیرد؛ انظام مجدد و همبستگی مجدد. انظام هزاران نفر از عناصر طالبان و روستائیانی که از خانه و کاشانه خود اخراج شده اند، حالا چه با روشهای مشروع یا سرکوب و یا رفتار زشت شماری از نیروهای ناتو و نیروهای ارتش افغان بویژه کسانی که به لحاظ ایدتولوژیک مشکلی با ملت خود یا جامعه جهانی ندارند، برای تأمین بازگشت آنها باید از راه و روشی بهره جست. خبرنگار اشپگل: وضعیت گروه مقابل چه خواهد بود؟ کرزی: طالبان ساختاری سیاسی هم دارند که ارتباطات و پنهانکاری عمیقی با القاعده بر قرار کرده اند؛ اما در بستر اصلی یعنی در سراسر این جنبش حتی فرماندهان نظامی اغلب القاعده را نمی شناسند، آنها اسامه بن لادن را ندیده اند و نمی دانند این گروه در صدد تحقق چه اهدافی هستند. خبرنگار اشپگل: همبستگی مجدد از سالها پیش وجود داشته است اما موفقیت چندانی در پی نداشته است، حالا چه شده است که شما به ناگاه تصور کرده اید این روش می تواند موثر باشد. کرزی: نکته جدید این است که اکنون جامعه جهانی به اهمیت این روش پی برده است و اینکه هم آمریکا و اروپا و هم کشورهای مثل ژاپن آمادگی آن را یافته اند که به این راهکار کمک کنند، ما حالا حمایت سعودیها را هم با این امر داریم و این امید است که ملک عبد ا... پادشاه عربستان برای کشیدن طالبان پای میز مذاکره، شخصا دخالت و طالبان را نسبت به این امر ترغیب کند. خبرنگار اشپگل: آیا شما حد سلطه ای را بر کشور خود دارید؟ کرزی: مناطقی هست که تحت سلطه طالبان است؛ اما در ماطقی که ما حضور داریم این حضور مقتدرانه است ما به مردم خدمات می دهیم و تأسیساتی مختلفی ایجاد کرده ایم، من هر کس را نصب و هر کس را بخواهم عزل می کنم. آن تعداد از رسانه های غربی که مرا شهردار کابل خوانده اند، اطلاعی از واقعیات کشور ندارند؛ یک شب مرا رئیس جمهور مقتدری می خواند که می تواند در انتخابات تقلب کند و کسانی در سراسر کشور دارد که می توانند نتیجه انتخابات را عوض کنند و زمانی دیگری مرا ضعیف می خوانند.
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 23:33  توسط سید ابراهیم مصباح
|
سروران بسیار عزیز سلام!
ساده انگار نباشیم و از عقل خدادادی نهایت استفاده بهینه را بکنیم و آن نیز با تفکر سالم و بدور از تعصبات و در فضای باز میسر است. دانشمندان و اهل تحقیق تصریح دارند، کشورهای صنعتی مایه بدبختی و فقر کشورهای توسعه نایافته هستند. همه می دانیم کشورهای صنعتی مخصوصا استکبار جهانی و در رأس آن آمریکا، به دنبال منافع مادی خودند و به منافع مادی یا معنوی کشورهای دیگر مخصوصا کشورهای تحت اشغالشان،کوچکترین اهمیتی نمی دهند. در یک تحلیلی قبلا اثبات شد که دست جناب کرزی، القاعده، طالبان، آمریکا و انگلیس در یک کاسه است و آمریکا و برخی کشورهای همسوی با آن، القاعده و طالبان را بوجود آوردند و در سراسر دنیای اسلام پخش کردند، بعد با جنگ زرگری به بهانه سرکوبی تروریسم طالب و القاعده کشورهای اسلامی را اشغال کردند. نکته بسیار مهم این است که ما با یک سناریوی از قبل طراحی شده و پیچیده روبه رو هستیم که این فرایند مرحله به مرحله توسط کارگردانان خود، اجرا می گردد. این سناریو را می توان طی مراحل ذیل بیان نمود: 1. ایجاد گروهی بنام طالبان و القاعده و تأمین همه جانبه آنها در این فاز ابتدا القاعده توسط آمریکا بوجود آمد و سپس آمریکا با همکاری کشورهای انگلیس و پاکستان طالب را بوجود آوردند. طبیعی است در این مرحله هرچه بود این دو گروه فقط برای آمریکا هزینه تحمیل می کرد؛ اما آمریکا می دانست این هزینه ها بعدا چندین و چند برابر جبران خواهد شد. البته افشای کشورهای تشکیل دهنده گروه طالب، توسط بی نظیر بوتو برای خیلی گران تمام شد؛ یعنی باعث شد که از قدرت سیاسی در پاکستان بکنار رانده شود و در نهایت به قتلش منجر گردید. 2. آموزش آنان در مدارس گوناگون در کشورهای مختلف امر آموزش و یارگیری آنان کار بسیار زمان بر و دشواری بود که آمریکا و متحدانش بصورت مخفیانه از عهده آن برآمدند. به طالبان در پاکستان در مدارس بنام مدارس دینی تعلیمات نظامی داده می شد و برای افراد القاعده در کشورهای مانند خود آمریکا و انگلیس. 3. پخش نیروی آموزش دیده در کشورهای اسلامی و تصرف مناطق از یان مرحله ما کار به کشورهای دیگر نداریم و به افغانستان می پردازیم: بعد از تعلیم و تربیت نیروها وقت آن فرا می رسید که آنها را در کشورهای اسلامی تزریق کنند. طالب مانند قارچ از شرق افغانستان سر برآورد و مانند سرطان بدخیم به شدت رشد کرد و نود در صد خاک افغانستان را اشغال کرد. در این مرحله آمریکا حامی علنی طالب است. 4. فاصله ظاهری طالب از آمریکا بر اساس طرح و نقشه قبلی، می بایست طالبان با آمریکا در افتند و آمریکا را کافر تلقی نموده و او را دشمن شماره یک خود معرفی کنند و آمریکا نیز آن گروه را با القاعده خویشاوند خوانده و هردو را در لیست سیاه تروریسم ثبت نماید. این کار کشورها و مردم را قانع می کرد که آمریکا و طالب و القاعده با هم دشمن هستند و این دو گروه منافع آمریکا را در دنیا تهدید می کنند. بر همین اساس آمریکا بخود حق می داد که باید القاعده و طالب را نابود کند. 5. اوج دشمنی ظاهری و انفجار برجهای دو قلوی تجاری آمریکا طرح مصوب در این مرحله این بود که نیروهای آمریکایی برجهای دو قلوی تجاری آمریکا را با هواپیماهای خود منفجر کنند، البته روز انفجار کارکنان صهیونستی سر کار حاضر نشده بودند. این برجها را همانگونه که می دانیم فقط با چند هواپیما منفجر نشدند بلکه با موارد منفجره بسیار قوی از طبقات زیرزمین تخریب گردید. مسئولیت این انفجار را باید القاعده و طالب می پذیرفتند، در حالی آنان این کار را نکرده بودند اما دستور بادارشان این بود که باید بپذیرند تا برنامه های بعدی بر اساس این انفجار و خصوصت تحقق یابند. 6. حمله به افغانستان و اشغال این کشور انفجار برجهای دوقلو در یازده سیپتامبر، مردم آمریکا را قانع کرد که واقعا طالب و القاعده یک تهدید جدی است و باید در قبال آنان کاری کرد؛ لذا با حمله نظامی آمریکا به افغانستان موافقت شد. در این حمله آمریکا سیاست بسیار زیرکانه ای را بازی کرد که القاعده و طالب می دانستند آما دیگران را فریب داد و آن اینکه گروههای جهادی به دلخوشی سرکوبی طالب با نیروهای اشغالگر همکاری کردند و طالب و القاعده نیز به دستور آمریکا فقط وانمود جنگ کردند نه اینکه واقعا بجنگند. بالاخره افغانستان اشغال شد. 7. حاکمیت عبد الحق یا کرزی در مرحله پس از اشغال باید حکومتی تشکیل می شد و مسلما رئیس این حکومت باید کسی باشد که تربیت یافته دستگاه کشور اشغالگر یعنی آمریکا باشد. آمریکا در ابتدا عبد الحق و سپس کرزی برای این کار تربیت کرده بود؛ اما با کشته شدن عبد الحق که دیگه مسأله ریاست کرزی قطعی شد؛ لذا رسانه های آنان از جمله بی بی سی و صدای آمریکا، کرزی و ریاست کرزی را بر زبان انداخت تا در اجلاس بن خیلی بیگانه نباشد. بالاخره در این مرحله نیز آمریکا به هدف خود رسید و کرزی رئیس جمهور شد موقت شناخته شد. 8. ورود دوباره طالب به سیاسی افغانستان این مرحله این گونه طراحی شده بود که با استقرار نیروهای آمریکا و همزمان با ریاست کرزی، طالب را دو باره به قدرت سیاسی برگردانند و آن هم تحت عنوان طالب میانه رو تا جامعه جهانی خیلی اعتراض نکنند؛ اما ساختار اجتماعی افغانستان طوری رقم خورد که در این مرحله از نقشه استکبار نتوانست طرح از پیش تعیین شده خود را پیاده کند؛ لوی جرگه تشکیل شد و آنان با مدیریت خوب علما حکومت جمهوری اسلامی تشکیل دادند و قانون اساسی تدوین شد و مردم افغانستان بر اساس ظلمهای طالب، حاضر نبودند آنان بپذیرند؛ لذا آمریکا از کنار قضیه به آرامی رد شد تا فرصت باید. 9. مذاکرات پنهانی میان کرزی و طالبان به جای آوردن طالب در زمان یاده که ممکن نبود آمریکا طرح دیگری ریخت و آن اینکه ارتباط کرزی و طالب باید محفوظ بماند. در طول مدت ریاست جمهوری پنجساله جناب کرزی همیشه مذاکرات مخفی میان او طالب ادامه داشت تا جایی که در اواخر عمر دولت پیشینش این مذاکرات علنی شد و در مطبوعات منتشر شد و جناب کرزی کم تمایل نشان داد که با طالب مذاکره نماید. 10. آخرین تیر در ترکش کرزی و فشار آمریکا در آغاز ریاست جمهوری جنجالی دور دوم جناب کرزی که دیگر امیدی به ریاست دو باره نیز نمی باشد، آمریکا و کشورهای همپیمان و کرزی تمامی نیروی خود را بسیج کرده اند که در این فرصت طالب را وارد صحنه سیاسی افغانستان نمایند. در همین راستا دیدیم که اجلاس در ترکیه برگزار کرد و سپس اجلاس اصلی را در انگلیس. البته ظاهر عنوان اجلاس کمک به افغانستان بود؛ اما عملا دیدیم که کار اصلی آنان بر محوریت طالب دور زد و یکصد و چهل میلیون دلار به عنوان پیشکش اما در حقیقت رشوت برای طالبان در نظر گرفتن. در این زمینه مسأله جالب این بود همه اطراف درگیر در قضیه هماهنگ و یک سخن را تکرار می کردند مانند اینکه طالبان اگر صلح را بپذیرند آنها افغانی هستند و حق ورود به صحنه سیاسی را دارند و اینکه طالبان در صورتی می توانند وارد صحنه سیاسی افغانستان شوند که راهشان را از القاعده جدا کنند. این سخنان را کرزی در انگلیس با خبرنگار اشپگل زد و پادشاه عربستان سعودی نیز در دیدار با کرزی در ریاض آن را تکرار کرد، آن هنگام که مدال شاهی عربستان را بعنوان مدال افتخار به گردن کرزی آویخت. تکرار سخن واحد از زبانها مختلف نشانگر مدیریت و رهبریت واحد است و آن نیز در این جا آمریکا می باشد. اما اینکه چرا آنان روی جدایی طالب از القاعده تأکید می کنند به این دلیل است که اگر طالب وارد صحنه سیاسی افغانستان شود و القاعده نیز در ظاهر با آمریکا دشمن نباشد، دیگر توجیهی برای حضور اشغالگران در افغانستان نیست. مطلب دیگر اینکه کرزی در دور جدید ریاست جمهوری خود با اتحاد با طالب، در دولت افغانسان پشتوبازاری عجیبی برپا کرده است؛ اکثر قریب به اتفاق وزرایش پشتو هستند. طالب را نیز بشدت می خواهد وارد دولت کند که حرکات ماکویی اش هنوز ادامه دارد. در همین راستا است که ایران مناسب ندید در اجلاس لندن شرکت کند و کرزی نیز در لندن اظهار کرد که برای اتحاد با طالب به کشورهای عربستان و پاکستان رفته کمک می خواهم اما نامی از ایران نبرد. امروز هم که به پاکستان رفته است. پس در سایر کشورها کرزی خود می رود اما جمهوری اسلامی ایران شیعه باید رئیس جمهورش به افغانستان برود؛ زیرا کرزی حاضر نیست برای کمک، به ایران سفر کند. همه این مسائل این واقعیت کاشفیت دارد که شیعیان را به حاشیه رانده اند؛ اما متأسفانه برخی به ظاهر روشنفکران و قلم به دستان ما به جای تفکر حول محور اشغالگران و مسایل کلان کشور و نادیده گرفته شدن حقوق تشیع به مسائل خیلی جزئی که مایه تفرقه میان تشیع می گردد دامن می زنند که از باور بدور است مگر آدم خیال کند آنان نفوذیهای دشمنان اسلام هستند که نیز باورش مشکل می نماید. و السلام
+ نوشته شده در سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 23:31  توسط سید ابراهیم مصباح
|
اشارهبحث حاضر، ساختار حکومت اسلامی را از دیدگاه نهج البلاغه، مورد کنکاش قرار داده است. در ابتدا به ادبیات موضوع از دیدگاه دانش روز پرداخته شده است تا اطلاعات اجمالی در زمینه ساختار سازمانها برای خواننده حاصل آید و آنگاه وجود ساختار حکومت اسلامی اجمالاً اثبات شده است، سپس ساختار حکومت حضرت علی (ع)، با توجه به نامهها و سخنان ارزشمند آن امام در نهج البلاغه، تبیین شده و مدلی در قالب نمودار و با توضیحات کافی، ارائه شده و چنین نتیجهگیری شده است که برخی از اجزای ساختار حکومت اسلامی الزامی و برخی دیگر تابع شرایط میباشد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 1:33  توسط سید ابراهیم مصباح
|
خوانندگان بسیار محترم و عزیز سلام! این حقیر، سید ابراهیم مصباح، در ماههای مبارک پرفیض شعبان و رمضان امسال (1430)، بجهت تبلیغ به افغانستان سفر کردم. در این سفر مشاهدات و نتیجه گیریهایی نمودم که خلاصه آن را برای سرورانم پیشکش میکنم. مطالب مورد ارائه را در سه طیف فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، دسته بندی کردم تا شما بتوانید راحتتر آن را ادراک و فهم نمایید. در واقع امر اگر کسی دقت نماید، وضعیت کشور مظلوم و بی دفاع افغانستان در هر سه عرصه مذکور تاریک و رو به بحران بوده و هیچ نشانهای از بهبودی حقیقی به چشم نمیخورد؛ گرچه برخی رویدادها خوشحال کننده هستند. برای تبیین این ادعا به تفصیل مطالب در سه حوزه ذیل توجه نمایید و قضاوت با خود شما. الف. فرهنگی فرهنگ یک جامعه مظاهر و حوزه های مختلف و متنوعی دارد که از زاویه برخی آنها به وضعیت کشور خود نگاه میکنیم: ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 23:33  توسط سید ابراهیم مصباح
|
دوستان سلام!
میلاد مسعود، با میمنت، با شکوه و آرامشبخش دلها، اولین امام شیعیان حضرت علی (ع) را به پیشگاه قطب عالم امکان مهدی موعود (عج) و تمامی شیفتگان خاندان عصمت و طهارت و شما عزیز دلبندم، تبریک عرض می کنم. عزیزان از اینکه مدتهاست چیزی ننوشتم عذر میخوام، سرم خیلی شلوغه؛ اما روز پدر را خواستم خدمت شما تبریک بگم. ۱۳ رجب ولادت امام علی (ع) را بعنوان روز پدر معنون نموده و هر سال آن را گرامی می داریم. چرا این کار را می کنیم. آیا این کار ضروری است یا ضرورتی ندارد و یک عمل بیخودی است؟ اگر هدفی دارد آن هدف چیست؟ شما چه فکر می کنید؟ بنظر این حقیر بلی این کار هدفی یا اهدافی دارد پس ضرورت نیز پیدا می کند و مهمترین اهدافش را می توان چنین بیان کرد: ۱. ما بعنوان شیعیان و پیروان آن حضرت در فعالیتها، رفتارها و گفتارهای خود، دنباله رو آن حضرت باشیم. ۲. سعی کنیم اهدافی را که او می خواست در جامعه اسلامی تحقق بخشد ما تحقق بخشیم و مهمترین هدف آن حضرت تحقق دین خدا در جامعه بود. ۳. وظیفه پدری خود را بدانیم؛ خود اگر پدر هستیم سعی کنیم یک پدر اسلامی و نمونه باشیم و از ویژگیهای پدر اسلامی، مهربانی در عین رحم و مروت است که پدر اسلامی خود را مکلف و موظف می داند به فرزندش رسیدگی نماید و لوازم زندگی و مایحتاج او را به بهترین صورت که می تواند تأمین نماید و بخودش اجازه نمی دهد بخاطر فقر و فاقه فرزندش را روانه خیانها نماید و یا از خانه اخراجش کند و یا با او بدرفتاری کند، مهمتر از همه موظف می داند فرزندش را خوب تربیت کند بگونه ای که اسلام خواسته است تا یک فرزند شایسته ک بدرد کشور اسلامی بخورد نه اینکه از اعتیاد و امثال آن سر در بیارد. ۴. وظیفه فرزندی خود را بدانیم؛ اگر پدر داریم، دستورات اسلام را در مورد او رعایت کنیم یعنی با او تند و با خشونت حرف نزنیم، اذیتش نکنیم، نرنجانیم، در امور زندگی همانطور که او ما را دستگیری کرده است، دستگیری کنیم، مهربان باشیم، مایه افتخارش باشیم، غذا و پوشاکش را فراهم کنیم، از گذاشتنش در خانه سالمندان بپرهیزیم و...؛ زیرا دنیا دار مکافات است هر کاری با پدر بکنیم فرزندان با ما خواهند کرد. ۵...
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 8:55  توسط سید ابراهیم مصباح
|
ولادت[1] و شهادت[2] امام حسن عسکری (ع)، در روز جمعه، هشتم ماه ربیع، اتفاق افتاد؛ با این تفاوت که ولادت، در هشتم ربیع الآخر و شهادت، در هشتم ربیع الاول رخ داد. از قضای روزگار، سالگرد شهادت آن امام همام (هشم ربیع الاول) امسال (1430 هـ. ق) نیز در روز جمعه واقع شده است و این، یک اتفاق خیلی جالبی میتواند باشد؛ یعنی انگار که ایام مهم این حضرت با روز جمعه و ماه ربیع، گره خورده است. حضرت امام حسن عسکری (ع) در روز جمعه هشتم ماه ربیع الآخر سال 232، در مدینه منوره، دیده به جهان گشود و بیست و هشت سال عمر با برکتش ادامه داشت که شش سال آن را مدت خلافت و امامت آن بزرگوار، در بر میگیرد و سر انجام در اول ربیع الاول سال 260 هـ. ق. در بحبوحه فتنهها و ظلمهای بنی العباس، با دسیسه خلیفه وقت، مریض شد و در روز جمعه هشتم این ماه به شهادت رسید. شهادتش به ساحت قدس فرزند و خلف صالحش امام زمان (عج) و تمامی مسلمان و شیعیان و آزاداندیشان دنیا، تسلیت باد.
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 17:10  توسط سید ابراهیم مصباح
|
|
|